تبليغاتX
۱-ابتدا وارد مدیریت وبلاگ خود شوید ۲-تمام کد های قسمت ویرایش قالب خود را پاک کنید ۳-کد قالب مورد نظر خود را Copy کرده و در قسمت ویرایش قالبتان ، Paste کنید و سپس دکمه ی ثبت تغیرات را بزنید ۴-اگر می خواهید زیبایی قالب وبلاگتان حفظ شود ، از عکس با سایز بزرگ استفاده نکنید کد قالب نایت اسکین (134) سبد

سبد

  در جامعه ای این چنین احساسی و هیجان زده امیدوارم اتفاق بدی رخ نده . گرچه هر چه که مردم بخواهند درست همان است. چند روز دیگر این شور و هیجان شاید تمام نشه و اگر ادامه پیدا کنه چه خواهد شد . به راستی جواب شما چه خواهد بود . خود من فکر می کنم که برای رسیدن به هر امری باید هزینه آن را پرداخت کرد ولی گاهی برخی از موارد هزینه بیشتر از اصل خود خواسته هست و این بد است. فکر می کنم  بعد از انتخابات مردم چه خواهند خواست هرچه هست این خوبه که میزان توقع مردم بالاتر خواهد شد و این لازم است .

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت15:0توسط کامبیز | |

به خانه شان رفتيم . دختري با روسري كوتاه ، دامني قهوه اي و جورابي به گمانم طوسي پررنگ . بزرگتر ها از هردري گفتند و بعد از چندي منو فلاني با اجازه بزرگ تر ها رفتيم توي اتاقش كه با هم كمي حرف بزنيم از اين رفتارها حرصم گرفته بود دلم نمي خواست برم توي اتاقش . فكر مي كردم معني نداره من هم حرف پنهوني ندارم خب جلوي همه حرف مي زنم . ولي اصلا نفهميدم كه چطوري يك ساعت ونيم حرف زديم و اگر صدايمان نكرده بودند و نمي گفتند قرار نيست همه حرفهارو در يك جلسه بزنيم حالا حالاها حرف مي زديم فكر مي كنم گفتم كه مثل بچه مسلمونها حق دارم يك نظر بي حجاب نگاه كنم خنديد و روسريش را براي لحظه اي برداشت ( هميشه دوست داشتم جاي كساني باشم كه يك نظر به دختري كه سر تا پا پوشيده است يك نظر بندازم  خودمونيم اين طوري اگر كسي خواستگار زياد داشته باشه كه خيلي ها يك نظر طرفو ديدند.

همه چيز عوض شده بود من ريش بلندم را زده بودم ( او از آدم ريشو بدش مي آمد ) و حال ته ريش داشتم و او عروسي نكرده جدا شده بود . فردا شبش معلوم شد كه دو طرف از هم خوششان آمده است. و من اجازه يافتم كه به خانه شان زنگ بزنم زنگ زدم مامانش گويشي را برداشت و كلي تحويل گرفت گفتم اجازه مي ديد با فلاني صحبت كنم گوشي را داد .قرار شد كه در منزل آنها او را ببينم كه من اعتراض كردم او نيز مثل دفعه هاي بعد جوابي داد كه من لال شدم. گفت من و شما در ابتدايي ترين برخورد از هم خوشمان آمده است وگرنه شما تماس نمي گرفتيد و من به تماستان جواب نمي دادم حالا چي مي شه شمايي كه از من خوشتان آمده است به خاطر من قبول زحمت كنيد. و من در برابر جوابش لال شدم. با دسته گلي به خانه شان رفتم او شلواري كرمي با بلوزي قهوه اي پوشيده بود با موهاي خرمايي حال بي حجاب بود زيرا من گفته بودم كه از حجاب خوشم نمي آيد او هم گفته بود كه به احترام خانواده ها سر كرده و اهل حجاب نيست. ما تا ساعت 12 ظهر گلي حرف زديم و وقت خداحافظي بود.

چند روز بعد دوباره همديگر را ديديم ولي اين بار قرار شد از خانه آنها برويم هتل آزادي كه نزديك آنجا بود. رفتيم لابي هتل آزادي و در صبحي دل انگيز كلي حرف زديم و خنديديم من عادتي داشتم كه بند كفشهايم را نمي بستم و وقتي بيرون آمديم هر چند قدم دولا مي شدم و بند كفشم كه هميشه هم بلند بود تو كفشم مي گذاشتم دربست گرفتم به  سركوچه خانه آنها رسيديم گفت اينجا پياده شيم قبول كردم . از ميان گلهايي كه برايش خريدم بودم غنچه اي كنده بود با آن بازي مي كرد لاي كارتي گذاشت و گفت رسم است كه بزرگ ترها جواب آره يا نه را بهم مي دهند ولي من مي خواهم جواب شما را همين جا بدهم و گل را همراه كارت به من داد و گفت خواهش مي كنم اين گل و كارت را از طرف من يادگاري داشته باش براي هميشه و جواب من نه . خداحافظ .

 

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت16:40توسط کامبیز | |

Some Places to go

  the Queen has her London home at Buckingham Palace .It is at the end of The Mall- a long road that begins at Trafalgar Square. At half paste eleven most mornings the soldiers at Buckingham Palace change the guard. It takes about thirty minutes, and hundreds of visitors come to watch.

  And in August and September, you can usually visit some of the rooms in the palace. But there are always lots of people coming to see them, so be ready to wait.

You can also visit the Royal Mews at the palace.  This is the home of the Queen's horses and coaches.

The Queen's Gallery is also at the palace, and you can visit it at most times of pictures from all over the world.

The Tower of London is now a museum, and one of London's most famous buildings. More than two million people visit it every year.

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت16:30توسط کامبیز | |